X
تبلیغات
رایتل

زمین لغزش (LandSlide) و ریزشهای سنگی نمونه هایی از حرکات توده ای زمین میباشند و اصطلاحی عمومی برای حرکت رو به پایین واحدهای سنگی و رسوبی تحت تاثیر نیروی گرانشی است .این فرایند بر روی زمین های شیب دار عمل کرده و ممکن است باعث تخریب منازل و تاسیسات ، مسدود گشتن مسیر جاده ها و رودها و.. شود و در بعضی مواقع که حجم عملکرد آن عظیم باشد باعث ایجاد دریاچه هایی نیز میگردد.
برخلاف پدیده خزش در زمین لغزه ها، یک یا چند سطح شکستگی مجزا وجود دارد. سرعت زمین لغزشها نوعا در حدود یک متر در روز و در موارد خاص از زمین لغزشی که دارای هوای حبس شده اند و در اثر زلزله بوجود آمده اند تا سیصد کیلومتر در ساعت میرسد. از عواملی که باعث ایجاد و فعال شدن این پدیده میگردند میتوان به وجود فرسایش شدید در مسیر رودها و آبراهه ها ، شیب زیاد واحدهای رسوبی و سنگی و عدم اتصال محکم بین واحدها و سنگ بستر ، بارندگی شدید و افزایش آب بین منفذی در رسوبات آبرفتی و ... میباشد.

همچنین در اثر فعالیتهای انسانی مانند خاکبرداری و ایجاد راهها ، بارگذاری ناشی از ساخت و ساز روی زمین های شیب دار و مستعد ، قطع درختان و پوشش گیاهی منطقه، ورود آب ناشی از چاههای فاضلاب ، استخرها وآبیاری چمنزارها و ... میتواند باعث فعال شدن و تسریع این پدیده شود. بسیاری از زمین لغزشها همچون زمین لغزش گراس ونتر در وایومینگ منشاء صرفا طبیعی دارند برخی نیز توسط زمین لرزه ها فعال میشوند(Keefer1984 ) آقای کیفر در سال 1993 دریافت که احتمال وقوع زمین لغزشها ی تحت تاثیر فعالیت های لرزه ای در شیبهای تندی(با زاویه بیش از 25 درجه ) که دست کم 150 متر ارتفاع داشته باشند و در پایین توسط جریانهای فعالی قطع شده باشند بیشتر است.

 انواع زمین لغزش:
زمین لغزش های انتقالی ( ‏Translational ) : در طول سطوح لایه بندی یا سطوح ضعیف دیگر موجود در سنگ لغزش انجام میشود و تمام توده به موازات این صفحه حرکت میکند.زمین لغزشهای چرخشی ( Rotational ) : در رسوبات سطحی یا سنگ های هوازده گسترش می یابند . از نظر منشاء ممکن است طبیعی بوده یا توسط انسان فعال شده باشند.(مانند ایجاد بریدگی هایی (ترانشه) در قاعده یک سراشیبی ناپایدار ). سطح شکستگی در برش عرضی تقریبا کمانی شکل میباشد.(در حالت سه بعدی ، قاشقی شکل است)
در برخی مناطق ، وقوع یک زمین لغزش در قاعده یک تپه میتواند سراشیبی روی تپه را بدون تکیه گاه سازد .بدین ترتیب ، ممکن است زمین لغزش دیگری رخ دهد. این نوع واکنش زنجیره ای متشکل از شکستگی پلکانی با شیب رو به بالا را شکستگی پیش رونده یا زمین لغزش مرکب می نامند.
تجربه نشان داده است که شیب های 5/1 ( نسبت فاصله افقی) به 1 ( فاصله عمودی) عموما پایدارند بنابراین میتوان شیب 5/1 به 1 را برای ساخت راهها و .. استاندارد دانست.شیب استاندارد برای بریدگی های سیلابی نظیر کانالها بین 2:1 و 3:1 تغییر میکند.(ترزاقی)

 

بنا به تعریف انجمن زمین شناسی مهندسی(IAEG)، زمینلغزش عبارتست از جابجایی به سمت پایین توده ای از مواد بر روی یک شیب


 طبقه بندی زمین لغزش ها:
در سال 1978 وارنز(Varnes) نوعی طبقه بندی را ارائه نمود که در عین سادگی، بر اساس ویژگی هایی استوار بود که پس از رویداد یک زمینلغزش نیز حفظ و با گذشت زمان کمتر دستخوش تغییر می شد (جدول). بدین ترتیب این طبقه بندی جدید قادر به دسته بندی زمینلغزش های قدیمی تر نیز بود(Mathewson 1981). طبقه بندی وارنز بر دو مبنا استوار است:
الف- نوع حرکت مواد
ب- نوع مواد درگیر در حرکت
این طبقه بندی تاکنون به عنوان ساده ترین و رایج ترین نوع دسته بندی زمینلغزش ها در سراسر دنیا به کار رفته است.
 


دسته بندی زمینلغرش ها بر مبنای طبقه بندی وارنز(1978)


 عوامل وقوع زمینلغزشها:
۱ - شیب و ارتفاع دامنه:

مهمترین عامل در حرکت یک ذره بر روی یک سطح شیب دار نیروی گرانش است. نقش این نیرو زمانی آشکار می گردد که مولفه وزن به دو مؤلفه تجزیه گردد. وظیفه مؤلفه عمودی، نگاه داشتن جسم روی سطح شیب دار و عملکرد مؤلفه مماسی، بر هم زدن تعادل و حرکت آن به سمت پایین است. بر اثر افزایش شیب و ارتفاع، نیروهای رانشی افزایش می یابند. این نیروها ممکن است حاصل عوامل زیر باشند:

افرایش ارتفاع بر اثر خاکریزی:
          - کاهش ارتفاع بر اثر خاکبرداری
          - فرسایش یا قرار دادن سکو در پای دامنه
          - تغییر شیب و ارتفاع بر اثر نیروهای زمینساختی
افزایش ارتفاع دامنه توسط خاکریزی به روی دامنه ها یا حفاری پاشنه آن و همچنین افزایش شیب دامنه که ممکن است به طور طبیعی(فرسایش) یا مصنوعی(حفاری) ایجاد شود، بر ناپایداری می افزاید. تغییر شیب و ارتفاع ممکن است بر اثر نیروهای زمینساختی نیز حادث شود(معماریان 1377).

۲-ساخت و جنس زمین شناسی:

ساخت های زمین شناختی نامناسب چون چین خوردگی و گسلش از عوامل ناپایداری دامنه هاست. اگر در یک توالی از سنگ های رسوبی شیب دار، لایه ها به سمت داخل شیب داشته باشند، دامنه پایدارتر از حالتی است که شیب لایه‌ها به سمت خارج دامنه است. درحالت اول، گسیختگی احتمالی با توجه به مقاومت سنگ، یکپارچه انجام می شود. در واقع در این حالت جنس سنگ نقش مؤثری در پایداری دامنه دارد. در صورتی که در حالت دوم، عامل موثر در ناپایداری، مقاومت برشی سطوح لایه بندی یا گسیختگی‌هاست و مقاومت سنگ یکپارچه در آن نقشی ندارد.
در مورد تائید جنس زمین شناسی نیز باید گفت که برخی مواد استعداد بیشتری برای ناپایدارسازی دامنه دارند. واحدهای مستعد لغزش عبارتند از رسوبات کواترنری، کولویم، خاک های برجا، لس ها و سنگهایی چون شیل و مارن. همچنین وجود یک لایه رسی در هر شرایطی عامل ناپایداری است(معماریان1377).

۳- آب و هوا:

نحوه تاثیر شرایط اقلیمی در وقوع زمینلغزش ها را می توان به صورت‌های زیر در نظر گرفت(آشتیانی و همکاران 1373).
 

۴- بارش باران:بارش باران به صورت مداوم و طولانی یا کوتاه مدت و شدید، مهمترین عامل اقلیمی ایجاد کننده زمینلغزش‌هاست. تاثیر این عامل را می توان در مناطق و موقعیت های مختلف به شکل های زیر در نظر گرفت:
1- زمینلغزش های ناشی از بارندگی های شدید در مناطق مرطوب؛ مثل زمینلغزش های ناشی از بارندگی های شدید در زاگرس
2- زمینلغزش های ناشی از بارندگی های شدید در مناطق خشک؛ وقوع این زمینلغزش‌ها هنگام بارندگی‌های استثنایی قابل انتظار است.
3- زمینلغزش های ناشی از بارندگی های مداوم در مناطق مرطوب؛ مثل زمینلغزش های سال 72 در نقاط مختلف گیلان و مازندران.
4- در بعضی مناطق با بارندگی کم، وجود جریان آب زیرزمینی در مناطق دوردست از طریق درزه ها، گسل‌ها و سطوح لایه‌بندی و جذب آنها در لایه های بالای جریان آب زیرزمینی، ایجاد ناپایداری می کند. نمونه های این نوع گسیختگی در مجاورت چشمه های کارستیک در زاگرس وجود دارند.
5- عمل رودخانه ها در مواقع سیلابی که از طریق فرسایش پیچه شیب ها موجب ناپایداری کناره های خود می شوند
 5- درجه حرارت و تغییرات آن:1- عمل گوه ای یخبندان در داخل توده سنگ ها در مناطق بسیار سرد کوهستانی که موجب سقوط سنگ ها می شود.
2- یخبندان و ذوب بهاری که موجب خزش های سطحی در پوشش خاکی زمین های شیب‌دار می‌شود. این پدیده در مناطق با درجه حرارت پائین و عمق نفوذ یخبندان زیاد، اهمیت بیشتری دارد.
3- وجود نهشته های سولیفلوکسیون، که در نهشه های زمین شناسی موجود کشور به آنها اشاره شده است. در اینجا باید به اثرات کلی هوازدگی ناشی از عوامل اقلیمی بارش و تغییرات درجه حرارت اشاره نمود. این اثرات به شکل هوازدگی و خردشدگی سنگ ها و ایجاد پوشش خاکی به ضخامت‌های مختلف می باشند. این اثرات در مناطق گرم و مرطوب بیشتر و در مناطق خشک کمتر است. به عنوان مثال پوشش خاکی و هوازده سازند شمشک، در شمال به بیش از 5 متر نیز می‌رسد در حالی که پوشش خاکی همین سازند، در مناطق مرکزی ایران اکثراً ناچیز است.
 

 ۶- آب زیرزمینی: آب زیرزمینی یکی از مهمترین عوامل تسریع کننده حرکات دامنه هاست. افزایش آب به معنی افزایش وزن دامنه یا چگالی ظاهری آن است که خود می تواند نقشی منفی در پایداری داشته باشد. آب زیرزمینی نیروهای مقاوم را در طول سطح گسیختگی کاهش داده و نیروهای رانشی را در درزه ها و شکاف ها افزایش می دهد.
به طور کلی فشار آب منفذی باعث کاهش تنش عمودی موثر بر سطح گسیختگی شده به عبارت دیگر باعث کاهش مقاومت برشی مواد دامنه می گردد. در سنگ های درز و شکاف دار، عامل ناپایداری نه مقدار آب بلکه میزان فشار آن است؛ از این رو مقدار کمی آب موجود در یک درزه قائم می تواند فشار رانشی زیادی ایجاد کند. در خاک ها نیز فشار آب، نقش مهمتری در مقایسه با مقدار آب دارد. از این رو گسیختگی ها و حرکات بعد از بارندگی شدید را نباید محصول عمل لغزنده‌کنندگی آب، که بیشتر به دلیل بالارفتن فشار آب منفذی دانست(معماریان 1377).